السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

522

تفسير الميزان ( فارسي )

هستند . و به همين جهت در آيه مورد بحث به مؤمن و كافر خطاب مىكند : به اينكه شهدا بعد از مردن نيز زنده‌اند ، ولى شما نمىفهميد ، يعنى با حواس خود درك نمىكنيد ، هم چنان كه در آن آيه ديگر باز مىفرمايد : ( لَهِيَ الْحَيَوانُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ ) ، يعنى اگر مىتوانستند يقين حاصل كنند ، چون علم در اينجا به معناى يقين است ، بشهادت اينكه در آيه : ( كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ ، لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ ، حاشا اگر بعلم يقين ميدانستيد ، جهنم را مىديديد ) ، « 1 » علم به آخرت را مقيد به علم يقين كرده است . و بنا بر آنچه گذشت - هر چند خدا داناتر است - معناى آيه اينطور مىشود : كسانى كه در راه خدا كشته شده‌اند مرده مگوييد و آنان را فانى و باطل نپنداريد كه آن معنايى كه از دو كلمه مرگ و حيات در ذهن شما هست بر مرگ آنان صادق نيست ، چون مرگ آنان آن طور كه حس ظاهر بين شما درك مىكند به معناى بطلان نيست ، بلكه مرگ آنان نوعى زندگى است ، ولى حواس شما آن را درك نميكند . خواهى گفت : اين سخن در برابر كفار بجا است ، ولى خطاب در آن به مؤمنين كه يا همه و يا بيشترشان علم به بقاء زندگى انسان در بعد از مرگ هم دارند و مرگ را بطلان ذات انسان نمىدانند ، چه معنا دارد ؟ در پاسخ مىگوئيم : درست است كه مؤمنين اين معنا را مىدانند و ليكن در عين حال وقتى تصور كشته شدن را مىكنند ، قهرا ناراحت ميشوند و دچار قلق و اضطراب ميگردند چون پاى جان در ميان است و شوخى نيست ، لذا در آيه شريفه براى بيدار شدن آنان همان علم و ايمان را كه دارند به رخشان مىكشد ، تا آن قلق و اضطراب از دلهاشان زايل شود . و معلوم است كه اين خطاب ، هم اولياء كشته شده را بيدار مىكند و مىفهمند كه كشته شدن عزيزشان بيش از جدايى چند روز چيز ديگرى نيست ، آنان نيز پس از زمانى كوتاه بوى ملحق ميشوند و اين جدايى چند روزه در مقابل مرضات خداى سبحان و آن درجاتى كه عزيزشان به آن رسيده ، غير قابل تحمل نيست . و هم افراد فدايى و آماده كشته شدن را بيدار مىكند و تشنه جهاد ميسازد ، چون مىفهمند كه در برابر شهادت به حياتى طيب و نعمتى دائم و رضوانى از خدا مىرسند ، در حقيقت خطاب در آيه نظير خطاب به رسول خدا ( ص ) است ، كه ميفرمايد : ( الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ ، فَلا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُمْتَرِينَ ، حق از ناحيه پروردگار تو است ، پس زنهار كه از دودلان مباش ) « 2 » الخ ، با اينكه رسول خدا ( ص ) هم ميدانست كه حق از ناحيه خداست و هم به آيات پروردگارش يقين داشت و

--> 1 - سوره تكاثر آيه 6 2 - سوره بقره آيه 147